علي بن زيد البيهقي

مقدمه 50

معارج نهج البلاغة

( 449 - 565 ) مىگويد كه من نهج البلاغة را نزد پيشواى پارسا حسن بن يعقوب بن أحمد قارى كه أو و پدرش هر دو در آسمان أدب دو ماه و در بوستان پارسايى دو ميوه‌اند در سال 516 خوانده‌ام و نوشتهء أو برايم گواه است و أو آن را از شيخ جعفر دوريستى محدث دانشمند شنيده است من هم همه آن را از پدرم شنيده‌ام و أو هم از همان دوريستى شنيده بود و نوشتهء أو بر اين گواهى مىدهد . درستترين روايت در بارهء اين دفتر از ابىالاعز محمد بن همام بغدادى شاگرد رضى است كه به سرگذشت أمير مؤمنان ( ع ) آشنا بوده است . سپس بيهقى ، از اين دفتر و از أمير مؤمنان و از رضى بغدادى با عبارتهاى شيوايى بسى ستوده و گفته كه پيش از من كسى از فرزانگان پيشين آن را نتوانست گزارش بنويسد چون سرامداران در علم أصول از لغت و أمثال ناآگاهند و آنها كه در اين دو سر آمدند از پزشكى و حكمت و اخلاق بيگانه‌اند و آنها كه در همه اينها دستى توانا دارند با تاريخ تازيان و روزگاران گذشتهء آنها آشنا نيستند . آنها كه در همهء اين دانشها سرآمدند باور ندارند كه در اين دفتر سخنان أمير مؤمنان باشد . پس كسى نمىتواند به اين گنجينه دست يابد مگر اين كه خدايش يارى كند و تنها من هستم كه نخستين بار به اين گزارش مىپردازم و هر كه هم بخواهد ، بر آن بيفزايد اگر بتواند . پيداست كه نخستين كس نهان را آشكار مىدارد و بازپسين آشكار را نشان مىدهد . پيشين مانند گلكار سازنده است و بازپسين مانند گچكار . يكى از دوستان فرزانه‌ام از من درخواست كه ألفاظ آن را گزارش كنم به دو گفتم مرا ياراى آن نيست و بهار زندگيم به پائيز رسيدم و ديگر اين كار برايم دشوار است . پيش از اين پيشواى نيكبخت جمال المحققين أبو القاسم علي بن الحسن الحونقى النيشابورى كه خدايش بيامرزاد از من همين را خواسته بود ولى روزگارم نگذارد كه آن را به پايان برم و أو هم درگذشت و مردى پارسا بوده است . پس از اين يكى از فرزانگان روزگار مرا برانگيخت كه آن را به پايان برسانم با اين كه من سالخورده‌ام و اين بار سنگين را نمىتوانم با خود بردارم . يكى از فرزانگان بيهق چون ديد كه دانشمندان از گزارش اين دفتر سرباز زده‌اند پنداشت كه در توانايى كس نيست كه بدين كار پردازد ولى من از راه عقل و نقل هر گونه دشوارى را در گزارش اين دفتر از ميان برده‌ام و اين گزارش را به گنجينه و كتابخانهء سرور بزرگوار نقيب أبو الحسن علي بن محمد بن يحيى بن هبة اللَّه حسينى ارمغان ساختم ( همان كه اولباب الانساب را بنامش كرده است ) . آن گاه بيهقى شعرهايى را كه امام حسن بن يعقوب و پدرش در ستايش